السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
62
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
بوده . . . » . ولهاوزن در اين جا مدرك خود را بيان نكرده است ، ولى در ( ص 396 - 399 ) مطلب را مشروحتر بيان كرده مدرك خود را نيز تعيين نموده ، گفته است : سيف مىگويد : سبائيان از اوّلين روز اهل شر و بدانديش بودند . عثمان را كشتند و در آشوب و جنگ داخلى را به روى مسلمانان گشودند . بيشتر ايشان او موالى و غير عرب بودند . سبائيان به متابعت از عبدالله بن سبا ، عقيده داشتند روح رسول خدا ( ص ) رجعت مىكند و در بدن اهل بيتاش حلول مىنمايد . اولاد على كه از فاطمه دختر پيغمبر ( ص ) بودند ، دست از اسلام و نزاد عربى خود برنداشتند و سبائيان را طرد كردند ؛ ولى سبائيان به فرزند ديگر على ، محمّد بن حنفيّه پيوستند . پس از وفات محمّد ، فرزندش ابو هاشم كه مانند پدرش بىقدر بود ، امام ايشان گشت . ابو هاشم ، پس از خود محمّد بن عبّاس را وصىّ گردانيد و از اين جا خلافت به بنى عبّاس منتقل شد . بنابر روايت سيف ، خروج بنى عبّاس مانند خروج سبائيان بود . مركز دعوت هر دو گروه شهر كوفه و پيروانشان ايرانيان ، و هر دو گروه عليه اعراب مسلمان خروج كردند . . . » . اين بود خلاصهء آنچه ولهاوزن از سيف نقل كرده و دو بار نامش را تصريح نموده است . در مقدّمهء كتاب ، آن جا كه سيف را مىستايد معلوم مىشود كه وى روايتهاى سيف را از طبرى اخذ كرده است . بنابراين مدرك ولهاوزن نيز تاريخ طبرى است و به واسطهء طبرى ، اين افسانه را نقل كرده است . افسانهء ابن سبأ اين چنين كه ملاحظه شد شهرتى عجيب يافت . تا اينجا ديديم آنان كه اين داستان را آوردهاند ، همگى بىواسطه و يا به يك واسطه يا بيشتر ، سند روايتشان به طبرى ختم مىشود .